از ميان جمع ياران من چه تک افتاده ام.... قطره ي اشکم که از چشم فلک افتاده ام
posted by اشک غم at 11:55 PM
salam mamnon be kolbeye tanhaye man sar zade body to ham darde hameye ashegharo mifahmi movagh bashy
سلام اطهر عزيزممنونم كه پشت اون پنجره باز اومدي تا كنار هم لحظه اي به اين دنيا نگاه كنيمشبهاي دلهره با بيكسي قرين گردد نگاه من از اوج تا زمين شايد ببيندت يك بار ديگري شايد ببينيش از پشت گل غمين اينجا ستاره ها خاموش گسته اند آنجا ستاره اي، در عالم برين يك شب طلوع كن از پشت اين غبار مسحور كن جهان تا روز آخريناميدوارم هميشه موفق باشياميد
تو را از دور می بينم صدايم در نمی آيدنشسته بر دلم خاری که هرگز در نمی آيدز عشق خانمان سوزت هميشه در تب و تابماز این ناخوانده مهمانی که از دل برنمی آيددلم هرگز نياسودست از اين احساس نا فرجامز دل فرياد بر خيزد مرا باور نمی آيدنمی دانم ز بخت بد شکايت با که بايد بردخداوندا رهايم کن که عمرم سر نمی آيددوانده ريشه در قلبم شده چون خار در جانمجگر می سوزد و بر سر از اين بدتر نمی آيدقشنگهمرسي كه بهم سر زديشبگرد
Post a Comment
<< Home
يه ديونه تو اين ديونه بازار
View my complete profile
3 Comments:
salam mamnon be kolbeye tanhaye man sar zade body to ham darde hameye ashegharo mifahmi movagh bashy
سلام اطهر عزيز
ممنونم كه پشت اون پنجره باز اومدي تا كنار هم لحظه اي به اين دنيا نگاه كنيم
شبهاي دلهره با بيكسي قرين
گردد نگاه من از اوج تا زمين
شايد ببيندت يك بار ديگري
شايد ببينيش از پشت گل غمين
اينجا ستاره ها خاموش گسته اند
آنجا ستاره اي، در عالم برين
يك شب طلوع كن از پشت اين غبار
مسحور كن جهان تا روز آخرين
اميدوارم هميشه موفق باشي
اميد
تو را از دور می بينم صدايم در نمی آيد
نشسته بر دلم خاری که هرگز در نمی آيد
ز عشق خانمان سوزت هميشه در تب و تابم
از این ناخوانده مهمانی که از دل بر
نمی آيد
دلم هرگز نياسودست از اين احساس نا فرجام
ز دل فرياد بر خيزد مرا باور نمی آيد
نمی دانم ز بخت بد شکايت با که بايد برد
خداوندا رهايم کن که عمرم سر نمی آيد
دوانده ريشه در قلبم شده چون خار در جانم
جگر می سوزد و بر سر از اين بدتر نمی
آيد
قشنگه
مرسي كه بهم سر زدي
شبگرد
Post a Comment
<< Home